حکایت جالب دوستی موش و قورباغه

به گزارش مجله جغتای، قورباغه هم با نخی که به پایش بسته شده بود از آب بیرون کشیده شد و میان زمین و آسمان آویزان بود. دوستی موش و قورباغه داستان دوستی موش و قورباغه

حکایت جالب دوستی موش و قورباغه

جهت دریافت خدمات نقشه کشی ویلا با گروه ساختمانی آبان در ارتباط باشید. گروه آبان با سالهای تجربه طراحی معماری و ساخت و مشارکت در پروژه های ساختمانی ویلا و باغ کوچک و بزرگ بهترین انتخاب جهت مشاوره و اجرا میباشد.

به گزارش مجله جغتای به نقل از بیتوته ،موشی و قورباغه ای در کنار جوی آبی باهم زندگی می کردند. روزی موش به قورباغه گفت: ای دوست عزیز، دلم می خواهد که بیشتر از این با تو همدم باشم و بیشتر با هم صحبت کنیم، ولی حیف که تو بیشتر زندگی ات را توی آب می گذرانی و من نمی توانم با تو به داخل آب بیایم.

قورباغه وقتی اصرار دوست خود را دید قبول کرد که نخی پیدا نمایند و یک سر نخ را به پای موش ببندند و سر دیگر را به پای قورباغه تا وقتی که بخواهند همدیگر را ببینند نخ را بکشند و همدیگر را با خبر نمایند. روزی موش به کنار جوی آمد تا نخ را بکشد و قورباغه را برای ملاقات دعوت کند، ناگهان کلاغی از بالا در یک چشم به هم زدن او را از زمین بلند کرد و به آسمان برد.

قورباغه هم با نخی که به پایش بسته شده بود از آب بیرون کشیده شد و میان زمین و آسمان آویزان بود. وقتی مردم این صحنه عجیب را دیدند با تعجب می پرسیدند عجب کلاغ حیله گری! چگونه در آب رفته و قورباغه را شکار نموده و با نخ پای موش را به پای قورباغه بسته؟!! قورباغه که میان آسمان و زمین آویزان بود فریاد می زد این است سزای دوستی با مردم نا اهل

منبع: جام جم آنلاین
انتشار: 13 دی 1399 بروزرسانی: 13 دی 1399 گردآورنده: joghatayi.ir شناسه مطلب: 563

به "حکایت جالب دوستی موش و قورباغه" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "حکایت جالب دوستی موش و قورباغه"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید